حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
246
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
9 - ابو الفوارس عبد الملك بن نوح ( از 12 صفر تا 10 ذى القعده 389 ) سيف الدّوله محمود چون خبر عزل و كور شدن منصور را شنيد به قصد كشيدن انتقام عازم دفع فايق و بكتوزون شد و در اواخر جمادى الاولى در مرو با ايشان مواجه گرديد و آن دو سردار ناسپاس را پس از شكستى فاحش منهزم ساخت فايق با عبد الملك ثانى ببخارا گريخت و بكتوزون بنيشابور رفت . محمود در عقب بكتوزون بنيشابور حمله برد و بكتوزون از ترس راه گرگان پيش گرفت . محمود سردار خود ارسلان جاذب را به عقب او روانه داشت و بكتوزون چندى از دست سپاهيان محمود فرارى و متوارى بود تا بالاخره ببخارا پناه جست . سيف الدّوله خراسان را مسخر خويش نمود و نام سامانيان را از خطبه انداخته مستقيما بنام قادر خليفهء عبّاسى خطبه خواند و به اين ترتيب خراسان بدست يكى از غلامزادگان ترك سامانى از كف ايشان بدر رفت و سيف الدّوله پس از مطيع ساختن آل فريغون و امراى غرجستان برادر خود نصر را سپهسالار خراسان نمود و خود در بلخ كه مركز اقامت پدرش سبكتكين بود مقيم شد و آنجا را بپايتختى اختيار كرد و خليفه او را امين الملّه و يمين الدّوله لقب داد . انقراض دولت سامانى در 389 بعد از استيلاى محمود بر خراسان عبد الملك و فايق و بكتوزون كه هر سه از دست محمود شكست يافته و از تسلّط او بر بخارا و ماوراء النّهر نيز ترس داشتند براى دفع اين حريف قوىپنجه قواى خود را گرد آوردند و عازم تسخير خراسان شدند ليكن از اتّفاق در اين اثنا يعنى در شعبان 389 فايق مرد و به همين علّت در اساس كار ايشان رخنهء كلّى بروز كرد و چون اين خبر بايلك خان شمس الدّوله ابو نصر برادر و جانشين ايلك خان نصر رسيد ببهانهء حمايت از عبد الملك ببخارا آمد و ظاهرا حركت او بدعوت شيعيان و باطينانى بود كه از سامانيان سنّى متعصّب ناراضى بودند . بهر تقدير ايلك خان